ابن الصوفي النسابة

91

المجدي في أنساب الطالبيين

علم است در كتب أدب وسير بسيار است كه بجهت احتراز از اطناب نقل حتّى مختصرى از آن را نيز روا نمىدارم ، ولى خوانندگان طالب اطّلاع بيشتر در اين باب به كتب مربوطه ، از جمله عقد الفريد « كتاب اليتمة في النسب » مراجعه فرمايند ( ج 3 ص 312 إلى 417 ) . اولين كتاب انساب ابن النديم در مقالهء سوم الفهرست ، ودر فنّ أول آن مقاله تحت عنوان « أسماء وأخبار الصدر الأوّل ممّن أخذ عنه المآثر والأنساب والأخبار » از هفده نفر ( نسّابه ) نام مىبرد ، وتأليفاتى براي آنان مىشمارد ، كه در آن ميان يكى هم « نسّابه بكرى » است كه « نصراني بود ورؤبة بن العجّاج ازو روايت كرده است » « 1 » .

--> ( 1 ) قاضى المعافى بن زكريّا ، أديب محدّث ، أخبارى مشهور ، در كتاب نفيس خود « الجليس الصالح » مىگويد : مازنى از اصمعى ، وأو از علاء بن أسلم روايت كند كه از رؤبة بن العجّاج ( شاعر ورجز سراى معروف أوائل قرن 2 ) شنيدم كه گفت : به نزد « نسّابهء بكرى » رفتم از من پرسيد كيستى ؟ گفتم : من رؤبة بن العجّاجم ، گفت : در معرّفىات كوتاه آمدى گرچه خود را شناساندى ؟ گويا تو از آن مردمانى كه اگر دربارهء آنها خاموش بمانم از من چيزى نخواهند پرسيد ، واگر سخنى با آنان گويم آن را نخواهند پذيرفت ، گفتم : امّيدوارم كه من چنان نباشم ، گفت : دشمنان آدمي كيانند ؟ گفتم : نمىدانم تو به من بگو ، گفت : عمو زادگان نابكار ، كه اگر از آدمي كارى ناروا وناپسند بينند آن را همه جا وهمه وقت بازگو كنند ، وچون كارى شايسته وبسزا بينند آن را پنهان كنند وبه كسى نگويند ، سپس گفت : دانش را آفتى وننكى ونابود كردنى است ، آفت آن فراموشى ، وننگ آن دروغ بستن بدان ، ونابود كردنش آموختن آن به